هویت....

یادش بخیر بچه که بودیم وقتی بادکنکی را باد می کردیم انگار خودمان باد می شویم
ولی ضرری هم برای دیگران نداشتیم و یا افسار باد بادکی را در دست میگرفتیم ان وقت ان بادبادک هم به هر طرف می رفت دور و دور تر می شد
تا نقطه می شد گویا خودمان به دل اسمان پر کشیدیم حالبا سال ها از ان زمان می گذرد و فهمیدیم که عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد
و دوباره کوزه گر هستی که از ان خاک در ما می دمد و سرو شکلمان می دهد افسوس که بعضی ها مثل ان باد کنک ان قدر باد می شوند که نمی شود
ان ها را از باد غرورشان خالی کرد و چنان افسارشان را به دست می گیرند که از خودشان چیزی باقی نمی ماند و به هر طرف که باد بیاید به ان طرف می روند
راحت رنگ می شوند و همچنان سیب می چینند با فریب شیاطین زمینی


کامران اسدی 









